خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری است که بر اهمیت و تأثیر سخن تأکید دارد. شاعر از قدرت کلام و نقش آن در زندگی انسان سخن میگوید، از زیباییهای طبیعت و شراب به عنوان نمادهایی برای بیان احساسات استفاده میکند و به رازهای هستی اشاره میکند.
متن دارای مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، اشاره به شراب و مفاهیم انتزاعی نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
شماره ۸۴۹ - دهد به ذره چو خورشید آب و تاب، سخن
دهد به ذره چو خورشید آب و تاب، سخن
مباد آن که کسی را کند خراب، سخن ۱
طلسم غم که شکستی؟ اگر ز حلقه ی گوش
نمی گذاشت سر پای در رکاب سخن ۲
مرا دماغ حدیث بهشت و دوزخ نیست
گه از شراب کنم، گاهی از کباب سخن ۳
سر بریده نگوید سخن، چه عقل است این
ز راز چرخ مپرسید از آفتاب سخن ۴
اگر زبان خموشان این چمن دانی
بود تبسم هر غنچه یک کتاب سخن ۵
حدیث لعل تو کوته نمی شود، چه عجب
اگر دراز شود در سر شراب سخن ۶
ز وصف آن گره زلف بر زبان سلیم
چو حرف لال درآید به پیچ و تاب سخن ۷
مباد آن که کسی را کند خراب، سخن ۱
طلسم غم که شکستی؟ اگر ز حلقه ی گوش
نمی گذاشت سر پای در رکاب سخن ۲
مرا دماغ حدیث بهشت و دوزخ نیست
گه از شراب کنم، گاهی از کباب سخن ۳
سر بریده نگوید سخن، چه عقل است این
ز راز چرخ مپرسید از آفتاب سخن ۴
اگر زبان خموشان این چمن دانی
بود تبسم هر غنچه یک کتاب سخن ۵
حدیث لعل تو کوته نمی شود، چه عجب
اگر دراز شود در سر شراب سخن ۶
ز وصف آن گره زلف بر زبان سلیم
چو حرف لال درآید به پیچ و تاب سخن ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۸۴۸ - نوبهار است، چو گل فکر قدح نوشی کن
گوهر بعدی:شماره ۸۵۰ - تا به کی بر من شکست آید چو مینا از زمین
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.