خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر بیانگر احساسات عمیق شاعر درباره دوستی، رنجهای زندگی، و پناه بردن به عشق و معنویات است. شاعر از دشواریهای زندگی سخن میگوید، اما با وجود همه سختیها، به عشق و معنویت (مانند کعبه) پناه میبرد. همچنین، اشارهای به مستی و آزادی روح در میانه این رنجها دارد.
مفاهیم عمیق عرفانی و احساسی این شعر ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی اشارات مانند مستی و رنجهای زندگی نیاز به درک بالاتری از تجربیات انسانی دارد.
شماره ۸۳۶ - گرفته با برو دوش تو الفتی دوشم
گرفته با برو دوش تو الفتی دوشم
تهی مباد ز سرو تو هرگز آغوشم ۱
ز دست سیلی ایام، شکوه ای دارد
به بزم، ناله ی دف آشناست با گوشم ۲
ز دست هرکه دمی آب خورده ام چون تیغ
تمام عمر نمی گردد آن فراموشم ۳
سرم ز می چو شود گرم، پادشاه خودم
چو شمع افسر من شد کلاه شب پوشم ۴
سلیم دختر رز از ستم ظریفی باز
به سوی کعبه فرستد ز دیر بر دوشم ۵
تهی مباد ز سرو تو هرگز آغوشم ۱
ز دست سیلی ایام، شکوه ای دارد
به بزم، ناله ی دف آشناست با گوشم ۲
ز دست هرکه دمی آب خورده ام چون تیغ
تمام عمر نمی گردد آن فراموشم ۳
سرم ز می چو شود گرم، پادشاه خودم
چو شمع افسر من شد کلاه شب پوشم ۴
سلیم دختر رز از ستم ظریفی باز
به سوی کعبه فرستد ز دیر بر دوشم ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۸۳۵ - بیا که ساغر عشرت پر از شراب کنیم
گوهر بعدی:شماره ۸۳۷ - دل خود ز شوق زیان می فروشم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.