خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر بیانگر احساسات شوریدهحال و عاشقانهی شاعر است که در آن از عشق، رنج، بیقراری و طردشدگی سخن میگوید. شاعر خود را در آتش شوق و خون میبیند، به دنبال راهنما میگردد، و از ناپایداری و رسوایی در اجتماع شکایت دارد. او به دنبال جایگاهی برای دیوانگان و شوریدگان میگردد و در نهایت به اعجاز کلام خود و صعود به آسمانها اشاره میکند.
متن دارای مضامین عمیق عاشقانه و عرفانی است که ممکن است برای مخاطبان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، اشاره به مفاهیمی مانند رنج، طردشدگی و شوریدگی نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد.
شماره ۸۲۳ - گه ز شوق او در آتش، گاه در خون می رویم
گه ز شوق او در آتش، گاه در خون می رویم
خضر کو تا بنگرد این راه را چون می رویم ۱
همچو توبه با صلاحیت به مجلس آمدیم
لیک رسواتر ز بوی می به بیرون می رویم ۲
هرکجا باشد، چو ما دیوانگان را جای نیست
شهر اگر از ما به تنگ آمد، به هامون می رویم ۳
نیست شوری هرکجا شوریده ای در رقص نیست
در چمن، گاهی به ذوق بید مجنون می رویم ۴
جمله عالم را گرفت اعجاز نطق ما سلیم
بعد ازین همچون مسیحا سوی گردون می رویم ۵
خضر کو تا بنگرد این راه را چون می رویم ۱
همچو توبه با صلاحیت به مجلس آمدیم
لیک رسواتر ز بوی می به بیرون می رویم ۲
هرکجا باشد، چو ما دیوانگان را جای نیست
شهر اگر از ما به تنگ آمد، به هامون می رویم ۳
نیست شوری هرکجا شوریده ای در رقص نیست
در چمن، گاهی به ذوق بید مجنون می رویم ۴
جمله عالم را گرفت اعجاز نطق ما سلیم
بعد ازین همچون مسیحا سوی گردون می رویم ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۸۲۲ - ز من مپرس چه از روزگار می خواهم
گوهر بعدی:شماره ۸۲۴ - عاشقم، از ناله نتوانم زمانی تن زنم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.