خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

شاعر در این متن از تنهایی و بی‌کسی خود می‌گوید و بیان می‌کند که در غیاب حریف نکته‌سنج، با اشیاء و عناصر طبیعت مانند پیمانه، شمع و پروانه سخن می‌گوید. او به طفلان و سادگی آن‌ها اشاره می‌کند و از بی‌خوابی در شب‌های هجران می‌نالد. شاعر همچنین به تفاوت‌های اعتقادی و دیدگاه‌های مختلف در زندگی اشاره می‌کند.

متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن‌ها نیاز به بلوغ فکری و تجربه‌ی زندگی دارد. همچنین، برخی از اشارات مانند تفاوت‌های اعتقادی و تنهایی ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر پیچیده باشد.

مشاهده کامل

شماره ۷۹۰ - ز تنهایی چو مینا راز با پیمانه می گویم

ز تنهایی چو مینا راز با پیمانه می گویم
گهی با شمع محفل، گاه با پروانه می گویم ۱

حریف نکته سنجی در همه عالم نمی بینم
سخن از بی کسی با خویش چون دیوانه می گویم ۲

ادیب این دبستانم، سر و کارم به طفلان است
بزرگی را چه نقصان، گر سخن طفلانه می گویم ۳

ز تنهایی شب هجران او خوابم نمی آید
نشسته بر سر بالین خود، افسانه می گویم ۴

به قدر خود ز هرکس طاقتی در عشق می باید
مرا کاری به بلبل نیست، با پروانه می گویم ۵

پس از مقصد رسیدن مدعا معلوم می گردد
سخن را رهروان در راه و من در خانه می گویم ۶

سلیم از اعتقاد خویش هرکس می زند حرفی
تو دل را کعبه می خوانی و من بتخانه می گویم ۷
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۷۸۹ - سر از کجاست که چون لاله فکر تاج کنیم
گوهر بعدی:شماره ۷۹۱ - خویش را بر محرمان آن بت چین بسته ایم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.