خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این متن شعری عرفانی و صوفیانه است که در آن شاعر از عشق، شوق، فقر و رهایی از تعلقات دنیوی سخن می‌گوید. او خود را درگیر کشمکش‌های درونی می‌بیند و از مفاهیمی مانند عشق مجنون‌وار، بی‌اعتنایی به دنیا و پادشاهی در ملک فقر یاد می‌کند.

متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و استعاره‌های پیچیده است که درک آن‌ها به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات صوفیانه نیاز دارد. همچنین ممکن است برخی از اشارات مانند مصرف بنگ (در بیت «می‌زند خنده حقه‌ی بنگم») برای مخاطبان جوان‌تر نامناسب باشد.

مشاهده کامل

شماره ۷۷۶ - صوفیان را شده ز آهنگم

صوفیان را شده ز آهنگم
تار تسبیح، رشته ی چنگم ۱

از گل و لاله فیض نتوان برد
غیر می نیست از کسی رنگم ۲

شد بهار و چو سبزه ی صحرا
کوه تا کوه می رسد بنگم ۳

بر من و کار من جهان خندد
رهبر کور و شاطر لنگم ۴

در بیابان شوق چون مجنون
گردباد است میل فرسنگم ۵

عشق تا منع خودفروشی کرد
شد ترازو فلاخن سنگم ۶

فرصت رزم دشمنانم نیست
روز تا شب به خویش در جنگم ۷

از سبکروحی ام شرر داغ است
همچو یاقوت اگر گران سنگم ۸

بر بساط زمانه، چون پسته
می زند خنده حقه ی بنگم ۹

پادشاهم به ملک فقر، سلیم
پوست تخت من است اورنگم ۱۰
وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون) قالب: غزل تعداد ابیات: ۱۰ ۳۲۳
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۷۷۵ - بیا که چتر سعادت ز برگ تاک کنیم
گوهر بعدی:شماره ۷۷۷ - داغ نتواند گرفتن در دل ما جای زخم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.