خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از تجربههای عاشقانه و روحانی خود میگوید. او با توصیف طبیعت و احساسات درونی، سفر معنوی و عاشقانهاش را به تصویر میکشد. از صبح و باغ و نسیم گل سخن میگوید و نشان میدهد که در راه محبت و عشق گام نهاده است. همچنین، به فقر و قناعت اشاره دارد و بیان میکند که عشق را با صبر پذیرفته است.
متن دارای مفاهیم عرفانی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد. همچنین، درک برخی از اشارات ادبی و عرفانی نیاز به شناخت ادبیات کلاسیک فارسی دارد.
شماره ۷۶۷ - دمید صبح و به باغ از پی هوا رفتم
دمید صبح و به باغ از پی هوا رفتم
نسیم آمد و چون بوی گل ز جا رفتم ۱
تپیدن دل خود گوش کن، نه بانگ درا
که من به راه محبت به این صدا رفتم ۲
نداشت سایه ی طرف کلاه خوبان را
هزار مرحله بیش از پی هما رفتم ۳
نشان من نتوان یافتن به گوشه ی فقر
که چون غبار در آغوش بوریا رفتم ۴
قبول عشق نمودم به صبر خویش سلیم
به کف گرفته چراغ از پی صبا رفتم ۵
نسیم آمد و چون بوی گل ز جا رفتم ۱
تپیدن دل خود گوش کن، نه بانگ درا
که من به راه محبت به این صدا رفتم ۲
نداشت سایه ی طرف کلاه خوبان را
هزار مرحله بیش از پی هما رفتم ۳
نشان من نتوان یافتن به گوشه ی فقر
که چون غبار در آغوش بوریا رفتم ۴
قبول عشق نمودم به صبر خویش سلیم
به کف گرفته چراغ از پی صبا رفتم ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۷۶۶ - ز سنگ رهگذر اندیشه ای کجا دارم
گوهر بعدی:شماره ۷۶۸ - چون تنک ظرفان کجا من می ز ساغر می کشم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.