خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از جدایی از معشوق و درد عشق میگوید. او حاضر است همه دارایی خود را برای وصال معشوق بدهد و حتی تظاهر به ریاکاری میکند تا از نگاه دیگران در امان بماند. همچنین، از رسمهای خشک اجتماعی شکایت دارد و به زندگی ساده روستایی تمایل نشان میدهد.
متن شامل مفاهیم عمیق عاشقانه، انتقاد از اجتماع و ریاکاری است که درک آنها برای مخاطبان زیر 16 سال ممکن است دشوار باشد.
شماره ۷۵۷ - جام می در کف ز کوی او جدایی می کنم
جام می در کف ز کوی او جدایی می کنم
بر سر خود خاک با دست حنایی می کنم ۱
گر به سامان جهان، وصلش به من سودا کنند
آنچه دارم می دهم، دیگر گدایی می کنم ۲
ارغوان گل می کند در باغ ما از زعفران
چهره لعلی از شراب کهربایی می کنم ۳
چشم بر آداب رسمی تا به کی دارد کسی
شکوه از همشهریان روستایی می کنم ۴
عشق طاعت برنمی تابد، سلیم از بیم خلق
گر نمازی می کنم گاهی، ریایی می کنم ۵
بر سر خود خاک با دست حنایی می کنم ۱
گر به سامان جهان، وصلش به من سودا کنند
آنچه دارم می دهم، دیگر گدایی می کنم ۲
ارغوان گل می کند در باغ ما از زعفران
چهره لعلی از شراب کهربایی می کنم ۳
چشم بر آداب رسمی تا به کی دارد کسی
شکوه از همشهریان روستایی می کنم ۴
عشق طاعت برنمی تابد، سلیم از بیم خلق
گر نمازی می کنم گاهی، ریایی می کنم ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۷۵۶ - بر راه وعده، ای گل رعنا نشسته ام
گوهر بعدی:شماره ۷۵۸ - خم می هست، چه اندیشه ی محشر دارم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.