خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه و عرفانی از مولانا بیانگر درد و رنج عشق است. شاعر از فروتنی در برابر عشق، نابودی غرور، بیارزشی صبر و خرد در برابر عشق، و رنجهای ناشی از آن سخن میگوید. همچنین، اشارهای به فریبندگی ظاهری عشق و تأثیر عمیق آن بر قلب و روح دارد.
مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه و استفاده از استعارههای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی مضامین مانند رنج و نابودی ممکن است برای سنین پایین سنگین باشد.
شماره ۷۴۰ - کدام سر که نشد خاک آستانه ی عشق؟
کدام سر که نشد خاک آستانه ی عشق؟
علاج باد غرور است رازیانه ی عشق ۱
متاع صبر و خرد را به جای دیگر بر
که نیست غیر زر قلب در خزانه ی عشق ۲
چو کاغذی که درآید ز مد مشق به موج
تنم سیاه شد از نقش تازیانه ی عشق ۳
به موج فتنه چو سیلاب، خانه ی ما را
خراب کرد، که بادا خراب خانه ی عشق ۴
چو فاسقی که بپوشد لباس اهل صلاح
به روزگار تو دارد هوس نشانه ی عشق ۵
حدیث درد دل ما به گوش کس مرساد
که خواب می برد از دیده ها فسانه ی عشق ۶
پس از وفات، دلم را سلیم آفت نیست
به خاک، مور بود پاسبان دانه ی عشق ۷
علاج باد غرور است رازیانه ی عشق ۱
متاع صبر و خرد را به جای دیگر بر
که نیست غیر زر قلب در خزانه ی عشق ۲
چو کاغذی که درآید ز مد مشق به موج
تنم سیاه شد از نقش تازیانه ی عشق ۳
به موج فتنه چو سیلاب، خانه ی ما را
خراب کرد، که بادا خراب خانه ی عشق ۴
چو فاسقی که بپوشد لباس اهل صلاح
به روزگار تو دارد هوس نشانه ی عشق ۵
حدیث درد دل ما به گوش کس مرساد
که خواب می برد از دیده ها فسانه ی عشق ۶
پس از وفات، دلم را سلیم آفت نیست
به خاک، مور بود پاسبان دانه ی عشق ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۷۳۹ - شب چو وصف رخش کنم به رفیق
گوهر بعدی:شماره ۷۴۱ - شد چو گلبن سبز در پیراهن من خار عشق
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.