خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر از حسرت و اندوه ناشی از گذر زمان، ناکامیهای عاشقانه، و بیثباتی زندگی سخن میگوید. شاعر از تأثیرناپذیری دل در برابر عشق، شکست در مسیر پرخطر زندگی، و اضطراب درونی خود مینالد. همچنین، به مقایسه عاقلان و مجانین در مواجهه با جهان میپردازد و از بیهودگی تلاشهای خود در جهانی سالم اما بیثمر سخن میگوید.
مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی، همچنین پرداختن به موضوعاتی مانند ناامیدی و اضطراب، درک این شعر را برای مخاطبان جوانتر دشوار میکند. این محتوا更适合 افرادی که از بلوغ فکری و تجربه کافی برای درک پیچیدگیهای عاطفی و وجودی آن برخوردارند.
شماره ۷۳۸ - آتش به باغ زد ز خزان روزگار حیف
آتش به باغ زد ز خزان روزگار حیف
داغ چمن نه ایم، ز بلبل هزار حیف ۱
تأثیر نیست در دل ما فیض عشق را
بر گلخن است سایه ی ابر بهار حیف ۲
از ورطه ای که مقصد ما جز خطر نبود
نشکسته رفت کشتی ما برکنار حیف ۳
از خار پا چو شعله به رقصند رهروان
در راه او پیاده خورد بر سوار حیف ۴
از موج اضطراب دلم آرمیده نیست
آیینه ام چو آب ندارد قرار حیف ۵
عاقل به ماتم است رود هرکس از جهان
مجنون این خرابه خورد بر غبار حیف ۶
بیکار نیستیم، ولی در جهان سلیم
کاری نمی کنیم که آید به کار حیف ۷
داغ چمن نه ایم، ز بلبل هزار حیف ۱
تأثیر نیست در دل ما فیض عشق را
بر گلخن است سایه ی ابر بهار حیف ۲
از ورطه ای که مقصد ما جز خطر نبود
نشکسته رفت کشتی ما برکنار حیف ۳
از خار پا چو شعله به رقصند رهروان
در راه او پیاده خورد بر سوار حیف ۴
از موج اضطراب دلم آرمیده نیست
آیینه ام چو آب ندارد قرار حیف ۵
عاقل به ماتم است رود هرکس از جهان
مجنون این خرابه خورد بر غبار حیف ۶
بیکار نیستیم، ولی در جهان سلیم
کاری نمی کنیم که آید به کار حیف ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۷۳۷ - چو غنچه در گرهی بند، نقد خود ز تلف
گوهر بعدی:شماره ۷۳۹ - شب چو وصف رخش کنم به رفیق
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.