خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این شعر از نبود لذتهای زندگی مانند شراب، معشوق، طبیعت و بهار گلایه میکند و از بیقراری و انتظار بیثمر مینالد. در نهایت، به نوشیدن شراب و امید به رحمت الهی توصیه میکند و از حیرت خود در برابر روزگار سخن میگوید.
محتوا شامل مفاهیم عمیق عرفانی و گلایه از زندگی است که درک آن برای سنین پایینتر دشوار است. همچنین اشاره به مصرف شراب دارد که ممکن است برای مخاطبان جوانتر مناسب نباشد.
شماره ۷۲۴ - نه می به جام و نه معشوق در کنار، چه حظ
نه می به جام و نه معشوق در کنار، چه حظ
اگر چنین گذرد دور روزگار چه حظ ۱
نه سیر دشت و نه گلگشت باغ، حیرانم
که همچو مرغ قفس داری از بهار چه حظ ۲
ترا که نیست نصیبی ز بی قراری شوق
چو نقش پا به سر راه انتظار چه حظ ۳
بنوش باده و امیدوار رحمت باش
به حشر بی گنه از لطف کردگار چه حظ ۴
به حیرتم که چه گویم اگر کسی پرسد
سلیم کرده ای از دور روزگار چه حظ ۵
اگر چنین گذرد دور روزگار چه حظ ۱
نه سیر دشت و نه گلگشت باغ، حیرانم
که همچو مرغ قفس داری از بهار چه حظ ۲
ترا که نیست نصیبی ز بی قراری شوق
چو نقش پا به سر راه انتظار چه حظ ۳
بنوش باده و امیدوار رحمت باش
به حشر بی گنه از لطف کردگار چه حظ ۴
به حیرتم که چه گویم اگر کسی پرسد
سلیم کرده ای از دور روزگار چه حظ ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۷۲۳ - به قدر جرم برد هرکسی ز رحمت حظ
گوهر بعدی:شماره ۷۲۵ - زده گل دست بر دامان حافظ
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.