خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر از زبان شاعری بیان میشود که از جنون عشق و نابسامانیهای زندگی شکایت دارد. او از قرض گرفتن به عنوان استعارهای برای وابستگی و نیازمندی استفاده میکند و از ناامیدی، عشق نافرجام، و خیانت زمانه مینالد. شاعر آرزو میکند که از دام دنیا رها شود و از مردم زمانه که مانند کودکان مکتبی نان را به قرض میدهند، دوری کند.
محتوا شامل مفاهیم عمیق عرفانی و اجتماعی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده و نگاه انتقادی به جامعه، مناسب سنین بالاتر است.
شماره ۷۱۹ - کنم برای جنون یارب از که سامان قرض
کنم برای جنون یارب از که سامان قرض
درین چمن که گل از گل کند گریبان قرض ۱
قبول راهزن عشق نیست مایه ی ما
کنیم چیز دگر از که در بیابان قرض ۲
چو دل به زلف تو دادیم ترک آن کردیم
چنان که گیرد از اهل کرم پریشان قرض ۳
در معامله را بسته روزگار چنان
که گل به گل ندهد زر درین گلستان قرض ۴
خدا کند که ز دام جهان خلاص شویم
که سفله هرچه دهد، می دهد به مهمان قرض ۵
حذر ز صحبت اهل زمانه، کز خست
به هم دهند چو اطفال مکتبی نان قرض ۶
اگر ز من طلبد زلف یار دل، چه عجب
گهی ضرور شود با وجود سامان قرض ۷
سلیم لذت جود آن کسان که یافته اند
کنند وجه کرم را چو ابر نیسان قرض ۸
درین چمن که گل از گل کند گریبان قرض ۱
قبول راهزن عشق نیست مایه ی ما
کنیم چیز دگر از که در بیابان قرض ۲
چو دل به زلف تو دادیم ترک آن کردیم
چنان که گیرد از اهل کرم پریشان قرض ۳
در معامله را بسته روزگار چنان
که گل به گل ندهد زر درین گلستان قرض ۴
خدا کند که ز دام جهان خلاص شویم
که سفله هرچه دهد، می دهد به مهمان قرض ۵
حذر ز صحبت اهل زمانه، کز خست
به هم دهند چو اطفال مکتبی نان قرض ۶
اگر ز من طلبد زلف یار دل، چه عجب
گهی ضرور شود با وجود سامان قرض ۷
سلیم لذت جود آن کسان که یافته اند
کنند وجه کرم را چو ابر نیسان قرض ۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۷۱۸ - نیست همچون گل مرا از باده بیهوشی غرض
گوهر بعدی:شماره ۷۲۰ - بهار شد که کند شیخ جلوه گاه غلط
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.