خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری است که از احساسات عمیق و تصاویر شاعرانه برای بیان غم و اندوه، عشق به وطن، و مفاهیم فلسفی استفاده میکند. شاعر از عناصر طبیعت مانند دریا، موج، و نیلوفر برای توصیف حالات درونی خود بهره میبرد و به موضوعاتی مانند تاج شاهی و چراغ زیر سرپوش به عنوان نمادهایی از قدرت و معرفت اشاره میکند.
متن دارای مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که درک آنها به بلوغ فکری و تجربهی خواننده نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
شماره ۷۰۹ - ز مژگان آب چشمم می زند جوش
ز مژگان آب چشمم می زند جوش
که دریا را نشاید کرد خس پوش ۱
درین دریا بود از سیلی موج
چو نیلوفر صدف نیلی بناگوش ۲
وطن در گوشه ای گیرم نگین وار
چو خاتم چند باشم خانه بر دوش؟ ۳
سر ما تاج شاهی را به معنی
بود همچون چراغ زیر سرپوش ۴
به بزمی لب سلیم از حرف بسته ست
که نتوان شمع او را کرد خاموش ۵
که دریا را نشاید کرد خس پوش ۱
درین دریا بود از سیلی موج
چو نیلوفر صدف نیلی بناگوش ۲
وطن در گوشه ای گیرم نگین وار
چو خاتم چند باشم خانه بر دوش؟ ۳
سر ما تاج شاهی را به معنی
بود همچون چراغ زیر سرپوش ۴
به بزمی لب سلیم از حرف بسته ست
که نتوان شمع او را کرد خاموش ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۷۰۸ - شراب همچو گل و لاله خور ز ساغر خویش
گوهر بعدی:شماره ۷۱۰ - هلاک تاج نه چون شمع صبحگاهی باش
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.