خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عاشقانه و عرفانی است که از تشبیهات و استعارههای زیبا برای بیان احساسات عاشقانه و سوزناک استفاده میکند. شاعر از عشق، بیقراری، و فراق سخن میگوید و با تصاویری مانند موج بیخودی، زلف صیاد، و کبوتران، احساسات خود را بیان میکند.
متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی است که درک آن برای مخاطبان جوانتر ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی از استعارهها و تشبیههای به کار رفته نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربهی ادبی دارند.
شماره ۷۰۱ - چو گل کسی که هوای تو برده آرامش
چو گل کسی که هوای تو برده آرامش
ز موج بیخودی باده بشکند جامش ۱
کند ز زلف تو صیاد، خاک از آن بر سر
که غیر خاک چو غربال نیست در دامش ۲
جواب نامه ی ما را، ز بس تغافل کرد
هزار بیضه کبوتر نهاد در بامش ۳
کدام دل که نشد صید این سیه چشمان
فغان ز هند و غزالان شیراندامش ۴
به سرمه ی امل آن کس که چشم ساخت سیاه
سفید کرد جهان همچو مغز بادامش ۵
فریب انجمن عشق را سلیم مپرس
کباب کیست که آتش نمی کند خامش؟ ۶
ز موج بیخودی باده بشکند جامش ۱
کند ز زلف تو صیاد، خاک از آن بر سر
که غیر خاک چو غربال نیست در دامش ۲
جواب نامه ی ما را، ز بس تغافل کرد
هزار بیضه کبوتر نهاد در بامش ۳
کدام دل که نشد صید این سیه چشمان
فغان ز هند و غزالان شیراندامش ۴
به سرمه ی امل آن کس که چشم ساخت سیاه
سفید کرد جهان همچو مغز بادامش ۵
فریب انجمن عشق را سلیم مپرس
کباب کیست که آتش نمی کند خامش؟ ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۷۰۰ - چمنی را که بود خرمی از رخسارش
گوهر بعدی:شماره ۷۰۲ - خوش آنکه باده ی ناب است مایه ی هوشش
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.