خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عرفانی و عاشقانه است که به مفاهیمی مانند عشق، تقدیر، فقر، و گذر زمان میپردازد. شاعر از واژگونی کار عاشق، بیثباتی دنیا، و رنجهای زندگی سخن میگوید و با اشاره به شخصیتهای تاریخی مانند جم و کیقباد، بر بیپایگی قدرت و ثروت تأکید میکند. همچنین، در ابیاتی به زیباییهای طبیعت و مینوشی اشاره شده است.
محتوا شامل مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که ممکن است برای مخاطبان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، اشاره به مینوشی و برخی مضامین انتزاعی، مناسبسازی سنی را ضروری میکند.
شماره ۶۹۹ - کار عاشق واژگون باشد ز سیر اخترش
کار عاشق واژگون باشد ز سیر اخترش
گر در آتش پا گذارد، بگذرد آب از سرش ۱
شد دماغم از می گلگون، دکان گلفروش
باغبان کو تا زنم گل های او را بر سرش ۲
شکوه کم کن از تهیدستی که جم رفت و هنوز
در گرو مانده ست پیش می فروش انگشترش ۳
سرگذشت کیقباد و این جهان دانی که چیست
کودکی کز خانه بیرون کرد او را مادرش ۴
سرو و گل سودی ندارد رند شاهدباز را
تاک را هم دوست می دارم به ذوق دخترش! ۵
حمله گر آرد به جلاد اجل مژگان او
همچو ماهی می جهد از دست بیرون خنجرش ۶
من به این افلاس و هر مصرع که می گویم سلیم
می نویسد بر ورق ایام با آب زرش ۷
گر در آتش پا گذارد، بگذرد آب از سرش ۱
شد دماغم از می گلگون، دکان گلفروش
باغبان کو تا زنم گل های او را بر سرش ۲
شکوه کم کن از تهیدستی که جم رفت و هنوز
در گرو مانده ست پیش می فروش انگشترش ۳
سرگذشت کیقباد و این جهان دانی که چیست
کودکی کز خانه بیرون کرد او را مادرش ۴
سرو و گل سودی ندارد رند شاهدباز را
تاک را هم دوست می دارم به ذوق دخترش! ۵
حمله گر آرد به جلاد اجل مژگان او
همچو ماهی می جهد از دست بیرون خنجرش ۶
من به این افلاس و هر مصرع که می گویم سلیم
می نویسد بر ورق ایام با آب زرش ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۶۹۸ - عاشقی، دیگر به فکر منزل و مسکن مباش
گوهر بعدی:شماره ۷۰۰ - چمنی را که بود خرمی از رخسارش
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.