خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این شعر از درد و رنج مداوم سخن می‌گوید، از زخم‌هایی که با وجود گذشت زمان هنوز تازه هستند. شاعر از دیوانگی و بی‌خودی، غم و ویرانی، و عشقی ناکام می‌گوید که همچنان ادامه دارد. او احساس می‌کند که با وجود همه تلاش‌ها، آرامش و شادی دست‌نیافتنی است.

متن دارای مضامین عمیق عاطفی و روانی مانند غم، دیوانگی، و رنج است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر سنگین یا نامفهوم باشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند عشق ناکام و احساسات پیچیده نیاز به درک بالاتری از زندگی و تجربیات انسانی دارند.

مشاهده کامل

شماره ۶۸۰ - مردم و زخم از دم شمشیر می آید هنوز

مردم و زخم از دم شمشیر می آید هنوز
استخوانم خاک گشت و تیر می آید هنوز ۱

از جنونم سال ها رفت و دل دیوانه را
بیخودی از ناله ی زنجیر می آید هنوز ۲

باده نوشیدم، غمی از خاطرم بیرون نبرد
بوی ویرانی ازین تعمیر می آید هنوز ۳

صد چو من فرهاد دارد هر طرف شیرین من
از دهانش گرچه بوی شیر می آید هنوز ۴

سرگران کی می تواند از سر خاکم گذشت
کاری از این دست دامنگیر می آید هنوز ۵

صد گلستان گل به دامن می برد هرکس سلیم
بلبل ما از چمن دلگیر می آید هنوز ۶
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۶۷۹ - دهد مرغ دلم را عزم پرواز
گوهر بعدی:شماره ۶۸۱ - چنین کز من بود نخل سخن سبز
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.