خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر از عشق نافرجام، رنجهای عاشقانه و ناامیدیهای زندگی سخن میگوید. شاعر از خیال جفا، بیوفایی معشوق، و مشکلات زندگی مانند فقر و ناکامیها مینالد. با وجود تمام سختیها، هنوز امید و التیامی در کار نیست.
مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی، همراه با مضامین پیچیدهای مانند رنج و ناامیدی، برای درک بهتر به بلوغ فکری و عاطفی نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و اصطلاحات ادبی ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
شماره ۶۷۶ - از دل برون نکرده خیال جفا هنوز
از دل برون نکرده خیال جفا هنوز
گرگ آشتی ست یوسف ما را به ما هنوز ۱
روزی که من به سلسله ی زلفش آمدم
بیعت نکرده بود به دستش حنا هنوز ۲
وقتی که نغمه سنج شدم من درین چمن
باد صبا نبود به گل آشنا هنوز ۳
کشتی شکست و از سر من آب هم گذشت
بر سر هزار منتم از ناخدا هنوز ۴
از چاشنی فقر خبردار نیستی
شکر نخورده ای ز نی بوریا هنوز ۵
شد پخته نان هرکسی از آسمان و ما
آبی نخورده ایم درین آسیا هنوز ۶
خاک سلیم در سر کویش به باد رفت
ترک جفا نمی کند آن بی وفا هنوز ۷
گرگ آشتی ست یوسف ما را به ما هنوز ۱
روزی که من به سلسله ی زلفش آمدم
بیعت نکرده بود به دستش حنا هنوز ۲
وقتی که نغمه سنج شدم من درین چمن
باد صبا نبود به گل آشنا هنوز ۳
کشتی شکست و از سر من آب هم گذشت
بر سر هزار منتم از ناخدا هنوز ۴
از چاشنی فقر خبردار نیستی
شکر نخورده ای ز نی بوریا هنوز ۵
شد پخته نان هرکسی از آسمان و ما
آبی نخورده ایم درین آسیا هنوز ۶
خاک سلیم در سر کویش به باد رفت
ترک جفا نمی کند آن بی وفا هنوز ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۶۷۵ - ای که همچون آب خواهد خورد خاکت غم مخور
گوهر بعدی:شماره ۶۷۷ - از فیض ابر شد به چمن هر نهال سبز
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.