این شعر عاشقانه و پراحساس، از زبان شاعری است که با استفاده از استعارهها و تصاویر زیبا، احساسات عمیق خود را نسبت به معشوق بیان میکند. او از باد (صبا)، بهار، شکوفهها، و کاغذ به عنوان نمادهایی برای انتقال پیام عشق خود استفاده میکند. شاعر از بلندپروازیهای خود در عشق میگوید و از اینکه معشوق از دسترس او خارج است، اظهار ناراحتی میکند. همچنین، او از خطرات و سختیهای راه عشق سخن میگوید، اما با این حال، عشق را ارزشمند و قابل پیگیری میداند.
این شعر دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و استعارههای پیچیده است که درک آنها به بلوغ فکری و تجربهی احساسی نیاز دارد. همچنین، برخی از مضامین مانند عشق پرخطر و رسوایی ممکن است برای مخاطبان جوانتر نامناسب یا نامفهوم باشد.
شماره ۶۶۰ - به خون خود کنم آلوده، ای صبا کاغذ
چو آن کسی که کند رنگ با حنا کاغذ ۱
کند بهار به برگ شکوفه یاد ترا
چو آشنا که فرستد به آشنا کاغذ ۲
گمان بری که ز هم ریخت دفتر افلاک
ز بس به کوی تو می ریزد از هوا کاغذ ۳
نمی رسد به تو دست از کتاب، دانا را
دهد چه پایه بلندی، به زیر پا کاغذ ۴
عجب که زحمت چشمی دگر تواند داد
به خاک پای تو داده ست توتیا کاغذ ۵
به زندگی پی میراث خواری ام صدبار
گرفت همچو کبوتر ز من هما کاغذ ۶
مباش از دم آتش فشان او ایمن
به راه عشق اگر باشد اژدها کاغذ ۷
به کوی او پی رسوایی ام سلیم کند
بلند از بغل قاصدان صدا کاغذ ۸
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.