این متن به وضعیت ناگوار و گرفتاریهای مردم میپردازد که بیسبب درگیر نام و ننگ شدهاند و مانند مورچهها در راهی تنگ افتادهاند. شاعر از داغهای سینهاش میگوید که با هم در جنگ هستند و از دوستانی یاد میکند که به حرفهایش توجهی ندارند. او وضعیت خود و دیگران را اسفناک توصیف میکند و خوشبخت کسانی میداند که به فرنگ رفتهاند. در پایان، به عشاقی اشاره میکند که بیسبب دنبال معشوقی ناتوان افتادهاند.
متن دارای مضامین عمیق اجتماعی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، لحن انتقادی و نگاه تلخ به زندگی ممکن است برای سنین پایین مناسب نباشد.
شماره ۶۵۰ - بی سبب مردم به قید نام و ننگ افتاده اند
همچو خیل مور در این راه تنگ افتاده اند ۱
در تلاش سوختن، چون کاغذ آتش زده
داغ های سینه ام با هم به جنگ افتاده اند ۲
از زبان ها خود چه گویم، گوش های دوستان
با سخن همچون گل رعنا دورنگ افتاده اند ۳
ما به بند خود گرفتاریم، حال ما مپرس
نیک بخت آنان که در قید فرنگ افتاده اند ۴
ره کسی بر عذر او نگرفته، مشتاقان سلیم
بی سبب دنبال آن آهوی لنگ افتاده اند ۵
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.