خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری است که از درد و رنج عاشقانه، اسارت در عشق، ناامیدی و بیعدالتی در زندگی سخن میگوید. شاعر از بند عشق، آه و ناله، وصف صیاد عشق و دامهای آن، و همچنین از فساد و خیانت در جامعه مینالد. در نهایت، به ناپایداری دنیا و بازپسگیری نعمتها اشاره میکند.
متن دارای مضامین عمیق عرفانی و اجتماعی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربه زندگی دارد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند ناامیدی و انتقاد از فساد ممکن است برای مخاطبان کمسنوسال سنگین یا نامفهوم باشد.
شماره ۶۲۸ - سحر که ناله مرا گرم چون جرس گیرد
سحر که ناله مرا گرم چون جرس گیرد
ز دود آه دلم صبح را نفس گیرد ۱
ز قید باده پرستی دم نیم آزاد
چو محتسب بگذارد مرا، عسس گیرد ۲
ز دام زلف تو بیکار شد چنان صیاد
که همچو طفل به صد حیله یک مگس گیرد ۳
کند خیانت یک نفس، کشوری ویران
یکی ست دزد و عسس صدهزار کس گیرد ۴
به غیر جانی ازو نیست شرمساری ما
زمانه هرچه به ما داده است، پس گیرد ۵
روم سلیم چو سوی چمن، به هر قدمی
هزار جای سرراه من قفس گیرد ۶
ز دود آه دلم صبح را نفس گیرد ۱
ز قید باده پرستی دم نیم آزاد
چو محتسب بگذارد مرا، عسس گیرد ۲
ز دام زلف تو بیکار شد چنان صیاد
که همچو طفل به صد حیله یک مگس گیرد ۳
کند خیانت یک نفس، کشوری ویران
یکی ست دزد و عسس صدهزار کس گیرد ۴
به غیر جانی ازو نیست شرمساری ما
زمانه هرچه به ما داده است، پس گیرد ۵
روم سلیم چو سوی چمن، به هر قدمی
هزار جای سرراه من قفس گیرد ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۶۲۷ - غبار غم ز ابر نوبهاری در جهان گم شد
گوهر بعدی:شماره ۶۲۹ - قلم دگر به زبان حرف آشنا دارد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.