خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه و عرفانی از زیبایی و جذابیت معشوق سخن میگوید و با استفاده از تصاویر شاعرانه مانند شمع، آفتاب، شراب و بلبل، احساسات عمیق شاعر را بیان میکند. همچنین، مضامین دیگری مانند شرم، خجالت و آرزوی وصال نیز در آن دیده میشود.
محتوا شامل مفاهیم عرفانی و عاشقانه پیچیده است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اصطلاحات و تشبیهات نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.
شماره ۶۱۵ - ز فیض شمع رخت ذره آفتاب شود
ز فیض شمع رخت ذره آفتاب شود
غبار در خم زلف تو مشک ناب شود ۱
شراب اگر ندهد نشأه ای ترا، چه عجب
ز شرم لعل تو می در پیاله آب شود! ۲
ز باده بس که برافروخت چهره در گلشن
به هر طرف که رود، بلبلی کباب شود ۳
به یکدگر همه اسباب عیش متفق اند
ز می پیاله چو پر گشت، ماهتاب شود ۴
ز بس خجل بود از نسبت وجودم خاک
زمین چو آبله در زیر پایم آب شود ۵
درین فسردگی آتش برای مرغ کجاست
مگر به شعله ی آواز خود کباب شود ۶
امان نمی دهد آوارگی سلیم مرا
که پیرهن زعرق خشک چون حباب شود ۷
غبار در خم زلف تو مشک ناب شود ۱
شراب اگر ندهد نشأه ای ترا، چه عجب
ز شرم لعل تو می در پیاله آب شود! ۲
ز باده بس که برافروخت چهره در گلشن
به هر طرف که رود، بلبلی کباب شود ۳
به یکدگر همه اسباب عیش متفق اند
ز می پیاله چو پر گشت، ماهتاب شود ۴
ز بس خجل بود از نسبت وجودم خاک
زمین چو آبله در زیر پایم آب شود ۵
درین فسردگی آتش برای مرغ کجاست
مگر به شعله ی آواز خود کباب شود ۶
امان نمی دهد آوارگی سلیم مرا
که پیرهن زعرق خشک چون حباب شود ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۶۱۴ - پیاله چون به من از دست او حواله شود
گوهر بعدی:شماره ۶۱۶ - دل در طلب چه گوش به صوت درا کند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.