خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه و عرفانی از عشق نافرجام، رنجهای عشق و آرزوهای برآورده نشده سخن میگوید. شاعر از بیوفایی معشوق، تب عشق و جنون ناشی از آن مینالد و در نهایت به شهادت و سبزهای که بر مزار شهید میروید اشاره میکند.
مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه، استفاده از استعارههای پیچیده و اشاره به موضوع شهادت، درک این شعر را برای مخاطبان جوانتر دشوار میکند. این محتوا برای کسانی مناسب است که از بلوغ فکری و عاطفی لازم برای درک مضامین عاشقانه و عرفانی برخوردارند.
شماره ۶۰۹ - ای خوش آن روز که آن سیب ذقن سبز شود
ای خوش آن روز که آن سیب ذقن سبز شود
هرچه می گویمت ای عهدشکن سبز شود ۱
مطلبی قصد کند هرکه حدیثی سر کرد
می زنم حرف خط او که سخن سبز شود ۲
باغبان بس که ز عشق تو جنون یافت رواج
چوب گل را نگذارد به چمن سبز شود ۳
تب سوزان محبت که هلاکش گردم
نگذارد که مرا موی به تن سبز شود ۴
هرکه با تیغ شهادت نشود کشته سلیم
سبزه بر تربتش از آب دهن سبز شود ۵
هرچه می گویمت ای عهدشکن سبز شود ۱
مطلبی قصد کند هرکه حدیثی سر کرد
می زنم حرف خط او که سخن سبز شود ۲
باغبان بس که ز عشق تو جنون یافت رواج
چوب گل را نگذارد به چمن سبز شود ۳
تب سوزان محبت که هلاکش گردم
نگذارد که مرا موی به تن سبز شود ۴
هرکه با تیغ شهادت نشود کشته سلیم
سبزه بر تربتش از آب دهن سبز شود ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۶۰۸ - آیینه را چو نوبت دیدار می رسد
گوهر بعدی:شماره ۶۱۰ - آهم چو جوش زد، دل ناشاد بشکند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.