خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه و عارفانه بیانگر دلدادگی و وابستگی شدید شاعر به معشوق است. شاعر از درد عشق، الفت با معشوق و تأثیر عمیق این رابطه بر روح و روان خود سخن میگوید. همچنین، اشاراتی به مفاهیم عرفانی و حکمت نیز در شعر دیده میشود.
مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی موجود در شعر ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
شماره ۶۰۵ - از چشم من خیال تو بیرون نمی رود
از چشم من خیال تو بیرون نمی رود
لیلی ز پیش دیده ی مجنون نمی رود ۱
از بس دلم به تیر تو الفت گرفته است
از خانه ی کمان تو بیرون نمی رود ۲
در دل هزار درد و لب از ناله بسته ایم
از زخم ما چو لاله و گل خون نمی رود ۳
هرکس که جامی از می حکمت کشیده است
از پای خم به پیش فلاطون نمی رود ۴
خوش جلوه ای به باغ سخن می کند سلیم
سرو روان چو کلک تو موزون نمی رود ۵
لیلی ز پیش دیده ی مجنون نمی رود ۱
از بس دلم به تیر تو الفت گرفته است
از خانه ی کمان تو بیرون نمی رود ۲
در دل هزار درد و لب از ناله بسته ایم
از زخم ما چو لاله و گل خون نمی رود ۳
هرکس که جامی از می حکمت کشیده است
از پای خم به پیش فلاطون نمی رود ۴
خوش جلوه ای به باغ سخن می کند سلیم
سرو روان چو کلک تو موزون نمی رود ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۶۰۴ - می کشان روی تمنا کی به زمزم می نهند
گوهر بعدی:شماره ۶۰۶ - می بده ساقی که حسن باغ و بستان می رود
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.