خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر از حافظ، بیانگر نگرانیهای شاعر دربارهی ننگ، عافیت، عشق، و شرایط اجتماعی است. شاعر از بیوفایی، کینهتوزی مردم، و شرایط ناگوار زندگی شکایت دارد، اما در عین حال به عشق و زیباییهای زندگی نیز اشاره میکند. در پایان، شاعر بر اهمیت عشق و معنویت تأکید میکند.
متن شامل مفاهیم عمیق عرفانی، اجتماعی و فلسفی است که درک آنها نیاز به بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد. همچنین، برخی از اشارات ممکن است برای مخاطبان جوان تر نامفهوم یا سنگین باشد.
شماره ۵۸۹ - می تا به کی ز رنگم، در زیر ننگ باشد
می تا به کی ز رنگم، در زیر ننگ باشد
آیینه از سرشکم، گرداب زنگ باشد ۱
گویند عافیت نام، در این چمن گلی هست
یارب چه بوی دارد، آیا چه رنگ باشد؟ ۲
از عذر نیست هرگز دلگیر وعده ی او
کاهل همیشه خواهد همراه لنگ باشد ۳
افلاک در سماعند از کینه جویی خلق
بر اهل فتنه عید است، روزی که جنگ باشد ۴
جز هند و گلرخانش در هیچ کشوری نیست
آهو که خوابگاهش پشت پلنگ باشد ۵
بت چیست ای برهمن، باری سجود خود کن
مهر نماز از خاک، بهتر ز سنگ باشد ۶
عالم اگرچه تنگ است بر ما سلیم، اما
نقش دهان یار است، بگذار تنگ باشد ۷
آیینه از سرشکم، گرداب زنگ باشد ۱
گویند عافیت نام، در این چمن گلی هست
یارب چه بوی دارد، آیا چه رنگ باشد؟ ۲
از عذر نیست هرگز دلگیر وعده ی او
کاهل همیشه خواهد همراه لنگ باشد ۳
افلاک در سماعند از کینه جویی خلق
بر اهل فتنه عید است، روزی که جنگ باشد ۴
جز هند و گلرخانش در هیچ کشوری نیست
آهو که خوابگاهش پشت پلنگ باشد ۵
بت چیست ای برهمن، باری سجود خود کن
مهر نماز از خاک، بهتر ز سنگ باشد ۶
عالم اگرچه تنگ است بر ما سلیم، اما
نقش دهان یار است، بگذار تنگ باشد ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۵۸۸ - جان فراوان است اگر جانانه ای پیدا شود
گوهر بعدی:شماره ۵۹۰ - از جهان هرکه چو ما خرقه بدوشان گذرد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.