خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه و غمگین بیانگر احساسات عمیق شاعر نسبت به معشوق است. او از درد فراق و اشتیاق دیدار میگوید و عشق را به عنوان نیرویی قدرتمند توصیف میکند که حتی طبیعت را تحت تأثیر قرار میدهد.
محتوا شامل مضامین عاشقانهی عمیق و احساسات پیچیده است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسبتر است. همچنین استفاده از استعارهها و نمادهای ادبی ممکن است برای کودکان قابل فهم نباشد.
شماره ۵۵۴ - به هر چمن که دلم با فغان درون آید
به هر چمن که دلم با فغان درون آید
ز داغ لاله ی او تا به حشر خون آید ۱
به شوق دیدن من سر به کوه و دشت نهد
ز هر دیار که دیوانه ای برون آید ۲
نمی شود به فسون رام با کسی این مار
مرا به دست، سر زلف یار چون آید؟ ۳
نظر به جانب گل بی رخ تو نگشایم
به دیده ام چو گل چشم اگر درون آید ۴
به فیض عشق بنازم که آفتاب سلیم
به دیدنم همه صبح از پی شگون آید ۵
ز داغ لاله ی او تا به حشر خون آید ۱
به شوق دیدن من سر به کوه و دشت نهد
ز هر دیار که دیوانه ای برون آید ۲
نمی شود به فسون رام با کسی این مار
مرا به دست، سر زلف یار چون آید؟ ۳
نظر به جانب گل بی رخ تو نگشایم
به دیده ام چو گل چشم اگر درون آید ۴
به فیض عشق بنازم که آفتاب سلیم
به دیدنم همه صبح از پی شگون آید ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۵۵۳ - می کشان در انجمن چون حرف لعل او زنند
گوهر بعدی:شماره ۵۵۵ - به بزم وصل، دل من ز جا نمی جنبد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.