خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر از عشق و رنجهای ناشی از آن سخن میگوید. شاعر با استفاده از تصاویر طبیعت مانند نهال، غنچه، و سبزه، احساسات عمیق خود را بیان میکند. او از داغ عشق، آرزوی وصال، و ناکامیهایش میگوید و این احساسات را با عناصر طبیعی پیوند میزند.
محتوا شامل مفاهیم عمیق عاشقانه و استفاده از استعارههای پیچیده است که درک آن برای مخاطبان جوانتر دشوار بوده و نیاز به بلوغ عاطفی و ادبی دارد.
شماره ۵۳۳ - نهال ما که چو نی پر ز بند می روید
نهال ما که چو نی پر ز بند می روید
ازو چو غنچه دل مستمند می روید ۱
چنان ز عشق به دل داغ سوختن بردم
که بعد مرگ ز خاکم سپند می روید ۲
ز آرزوی سر زلف او من آن صیدم
که هر کجا که نهم پا، کمند می روید ۳
نصیب من دم آبی نشد ز همت من
چو سبزه ای که ز جای بلند می روید ۴
به هر چمن که گشاید سلیم زخم نهان
ز شاخ، غنچه ی او هرزه خند می روید ۵
ازو چو غنچه دل مستمند می روید ۱
چنان ز عشق به دل داغ سوختن بردم
که بعد مرگ ز خاکم سپند می روید ۲
ز آرزوی سر زلف او من آن صیدم
که هر کجا که نهم پا، کمند می روید ۳
نصیب من دم آبی نشد ز همت من
چو سبزه ای که ز جای بلند می روید ۴
به هر چمن که گشاید سلیم زخم نهان
ز شاخ، غنچه ی او هرزه خند می روید ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۵۳۲ - دل بی لبت شکفته به ساغر نمی شود
گوهر بعدی:شماره ۵۳۴ - دگر عشق بر جان غم پرورم زد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.