خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری است که از درد فراق، عشق نافرجام و رنجهای عاشقانه سخن میگوید. شاعر از دلباختگی، وعدههای بربادرفته و رنجهای روحی خود مینالد و از روزگار تلخ خود شکایت دارد.
محتوا شامل مضامین عاشقانه عمیق و غمانگیز است که درک آن برای سنین پایینتر دشوار بوده و ممکن است برای نوجوانان کمسنوسال نامناسب باشد.
شماره ۵۲۳ - ز دست رفت دل و در پی شراب افتاد
ز دست رفت دل و در پی شراب افتاد
افغان که مهر سلیمان ز کف در آب افتاد ۱
به وعده کار فتاده ست عاشقان ترا
گذار قافله ی تشنه بر سراب افتاد ۲
گذشت هجر به من، تا وصال او چه کند
چراغ صبحم و کارم به آفتاب افتاد ۳
رخ تو از عرق شرم می برد هوشم
لطیف تر بود آن گل که در گلاب افتاد ۴
سلیم، هند جگرخوار خورد خون مرا
چه روز بود که راهم به این خراب افتاد ۵
افغان که مهر سلیمان ز کف در آب افتاد ۱
به وعده کار فتاده ست عاشقان ترا
گذار قافله ی تشنه بر سراب افتاد ۲
گذشت هجر به من، تا وصال او چه کند
چراغ صبحم و کارم به آفتاب افتاد ۳
رخ تو از عرق شرم می برد هوشم
لطیف تر بود آن گل که در گلاب افتاد ۴
سلیم، هند جگرخوار خورد خون مرا
چه روز بود که راهم به این خراب افتاد ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۵۲۲ - مشاطه خم گیسوی جانانه نسازد
گوهر بعدی:شماره ۵۲۴ - غبار خط نوخیزت ز سوی مشک می آید
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.