خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه و عرفانی از عشق و زیبایی معشوق سخن میگوید و تأثیر عمیق او را بر جهان و ناظران توصیف میکند. شاعر از زبان رمز و اشاره برای بیان احساسات خود استفاده کرده و به مفاهیمی مانند عشق الهی، زیبایی و تأثیر آن بر روح و جان انسان پرداخته است.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آنها ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.
شماره ۴۹۹ - لاله و گل چهره از شرم تو رنگین کرده اند
لاله و گل چهره از شرم تو رنگین کرده اند
یوسفی، بهر همین نام تو گرگین کرده اند ۱
نه همین نقش ترا در چشم من جا داده اند
در همه چشمی ترا چون خواب شیرین کرده اند ۲
باخبر باش از زبان خود، که دانایان راز
از خموشی حلقه در گوش سخن چین کرده اند ۳
ناخدایان تا که را در آب می رانند باز
کز سفینه بادپای موج را زین کرده اند ۴
از بتان هند بر تحقیق بردم ره سلیم
این سیاهان سرمه در چشم خدابین کرده اند ۵
یوسفی، بهر همین نام تو گرگین کرده اند ۱
نه همین نقش ترا در چشم من جا داده اند
در همه چشمی ترا چون خواب شیرین کرده اند ۲
باخبر باش از زبان خود، که دانایان راز
از خموشی حلقه در گوش سخن چین کرده اند ۳
ناخدایان تا که را در آب می رانند باز
کز سفینه بادپای موج را زین کرده اند ۴
از بتان هند بر تحقیق بردم ره سلیم
این سیاهان سرمه در چشم خدابین کرده اند ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۹۸ - نسیم صبحدم از موسمی نوید دهد
گوهر بعدی:شماره ۵۰۰ - فلک انجام کاروبار ما داند چه خواهد شد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.