خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر از درد و رنج عاشقانه و عاطفی سخن میگوید. شاعر با تصاویری مانند شمع سوخته، اشک ریختن در ویرانهها، و خون چکیدن از ناخن، احساسات عمیق خود را بیان میکند. همچنین، اشارهای به بیوفایی و رنجهای عشق دارد.
متن حاوی مضامین عمیق عاطفی و غمگین است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین باشد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده و احساسات شدید، درک آن را برای سنین پایینتر دشوار میکند.
شماره ۴۸۹ - همچو شمعم آتش از مژگان به دامن می چکد
همچو شمعم آتش از مژگان به دامن می چکد
اشک در ویرانه ام از چشمم روزن می چکد ۱
خویش را کشتم زشوق دلخراشی عاقبت
خون من از ناخنم چون تیغ دشمن می چکد ۲
آنکه زخمم دوخت، آگه نیستم از حال او
این قدر دانم که خون از چشم سوزن می چکد ۳
آب بر آتش زدن، کار بتان هند نیست
کز سر هر مویشان، چون شمع، روغن می چکد ۴
در وداع خویش، چشم غیر را آن گل سلیم
می کند پاک و سرشک از دیده ی من می چکد ۵
اشک در ویرانه ام از چشمم روزن می چکد ۱
خویش را کشتم زشوق دلخراشی عاقبت
خون من از ناخنم چون تیغ دشمن می چکد ۲
آنکه زخمم دوخت، آگه نیستم از حال او
این قدر دانم که خون از چشم سوزن می چکد ۳
آب بر آتش زدن، کار بتان هند نیست
کز سر هر مویشان، چون شمع، روغن می چکد ۴
در وداع خویش، چشم غیر را آن گل سلیم
می کند پاک و سرشک از دیده ی من می چکد ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۸۸ - دل حزین عجبی نیست کز نوا افتد
گوهر بعدی:شماره ۴۹۰ - چون مست من سوار به عزم شکار شد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.