خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عرفانی است که به موضوعاتی مانند عشق، جستجو، نادانی و غفلت میپردازد. شاعر با استفاده از نمادها و استعارههای مختلف مانند خضر، چشمه، بلبل، طوطی، مسیح و سلیم، مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی را بیان میکند.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آنها نیاز به بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد. همچنین، استفاده از نمادها و استعارههای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
شماره ۴۴۵ - به راه شوق، خضر جستجو چه می داند
به راه شوق، خضر جستجو چه می داند
نشان چشمه ز من پرس، او چه می داند ۱
سواد جوهر آیینه بلبلش کرده ست
وگرنه طوطی ما گفتگو چه می داند ۲
ز شوق خاک در دوست، می کند عاشق
نماز را به تیمم، وضو چه می داند ۳
ببین مسیح ز مردن چه غافل افتاده ست
ندیده مرگ پدر، ای عمو چه می داند ۴
کمندافکنی از هر طرف درین باغ است
کسی سلیم به غیر از کدو چه می کند ۵
نشان چشمه ز من پرس، او چه می داند ۱
سواد جوهر آیینه بلبلش کرده ست
وگرنه طوطی ما گفتگو چه می داند ۲
ز شوق خاک در دوست، می کند عاشق
نماز را به تیمم، وضو چه می داند ۳
ببین مسیح ز مردن چه غافل افتاده ست
ندیده مرگ پدر، ای عمو چه می داند ۴
کمندافکنی از هر طرف درین باغ است
کسی سلیم به غیر از کدو چه می کند ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۴۴ - چنان به عشق تو دل با زمانه شک دارد
گوهر بعدی:شماره ۴۴۶ - مژگان من وظیفه ی خوناب می خورد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.