خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه بیانگر احساسات عمیق و بیقراری عاشق در برابر معشوق است. شاعر از ناتوانی در درک سود و زیان عشق، بیتوجهی معشوق به درد و رنج او، و عدم درک جهان از حال سوختگان سخن میگوید. در پایان نیز به ناتوانی در انتقال احساسات به معشوق اشاره میکند.
محتوا شامل مفاهیم عاشقانه عمیق و استعارههای پیچیده است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از ابیات نیاز به سطحی از بلوغ عاطفی و تجربه برای درک کامل دارند.
شماره ۴۲۲ - اسیر عشق تو سود و زیان چه می داند
اسیر عشق تو سود و زیان چه می داند
گل چراغ، بهار و خزان چه می داند ۱
اگر ز لطف، تو فکری به حال من نکنی
علاج درد مرا آسمان چه می داند ۲
قدم به ره چو نهد طالب تو، ننشیند
چو سیل بادیه نقل مکان چه می داند ۳
مزن چو ناخن مطرب به پیش خر طنبور
نوای سوختگان را جهان چه می داند ۴
سلیم گفتم دارم به طره ات سخنی
به خنده گفت که هندو زبان چه می داند ۵
گل چراغ، بهار و خزان چه می داند ۱
اگر ز لطف، تو فکری به حال من نکنی
علاج درد مرا آسمان چه می داند ۲
قدم به ره چو نهد طالب تو، ننشیند
چو سیل بادیه نقل مکان چه می داند ۳
مزن چو ناخن مطرب به پیش خر طنبور
نوای سوختگان را جهان چه می داند ۴
سلیم گفتم دارم به طره ات سخنی
به خنده گفت که هندو زبان چه می داند ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۲۱ - آنکه در پیری می عشرت به ساغر می کند
گوهر بعدی:شماره ۴۲۳ - از نفس آنچه دلم دید، ز زنجیر ندید
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.