خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عاشقانه و عرفانی است که در آن شاعر از عشق و تأثیر آن بر وجود خود سخن میگوید. او از تبدیل شدن هر جزء وجودش به صدای ساز تحت تأثیر عشق یاد میکند و از metaphors مختلف مانند بلبل، گلستان، و قمری برای بیان احساسات خود استفاده میکند. شعر به زیباییهای طبیعت و ارتباط آن با عشق میپردازد.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده و زبان ادبی بالا نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.
شماره ۴۲۰ - تا مرا تعلیم عشق او نواپرداز کرد
تا مرا تعلیم عشق او نواپرداز کرد
هر سر مو کز تنم سر زد، صدای ساز کرد ۱
مدعای عندلیب ما نمی دانیم چیست
در گلستانی که مرغ بیضه هم پرواز کرد ۲
گرم عاشق پروری کرد از وفا او را دلم
قمری ما سرو را آخر کبوترباز کرد ۳
باغبان! فکر نسیمی کن برای این چمن
غنچه را بلبل به ناخن چند خواهد باز کرد؟ ۴
بی تکلف من نمی رفتم به بزم او سلیم
سرمه ی چشم پر افسونش مرا آواز کرد ۵
هر سر مو کز تنم سر زد، صدای ساز کرد ۱
مدعای عندلیب ما نمی دانیم چیست
در گلستانی که مرغ بیضه هم پرواز کرد ۲
گرم عاشق پروری کرد از وفا او را دلم
قمری ما سرو را آخر کبوترباز کرد ۳
باغبان! فکر نسیمی کن برای این چمن
غنچه را بلبل به ناخن چند خواهد باز کرد؟ ۴
بی تکلف من نمی رفتم به بزم او سلیم
سرمه ی چشم پر افسونش مرا آواز کرد ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۱۹ - زین چمن گر لاله ذوق از تاج شاهی می برد
گوهر بعدی:شماره ۴۲۱ - آنکه در پیری می عشرت به ساغر می کند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.