خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عاشقانه و عرفانی است که از عشق، هوس، تقابل میان تقوا و شهوت، و ناتوانی در ترک عشق سخن میگوید. شاعر از تشبیههای مختلف مانند یوسف و زلیخا، ساقی و زاهد، و کشتی شکسته در دریا استفاده کرده تا احساسات خود را بیان کند. همچنین، اشارهای به مفاهیم عرفانی مانند توبه و شکستن آن در برابر عشق دارد.
متن شامل مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، برخی اشارات مانند هوس و تقابل میان تقوا و شهوت نیاز به درک بالاتری از ادبیات و فلسفه دارد.
شماره ۴۱۱ - رونق ناموس را چون عشق رسوا بشکند
رونق ناموس را چون عشق رسوا بشکند
نام یوسف چون بری، رنگ زلیخا بشکند ۱
پیش ساقی لب ز حرف زهد و تقوی بسته ایم
کاسه ی زاهد مبادا بر سر ما بشکند! ۲
بر من از بس منت بال هما آید گران
سایه ی او استخوانم را در اعضا بشکند ۳
از نشاطم صحبت احباب برهم می خورد
بشکند گر توبه ی من، جام و مینا بشکند ۴
دل چو الفت کرد با عشق نکورویان بلاست
کشتی ما چون برون آید ز دریا بشکند ۵
ترسم از بس دست او می لرزد از شرم لبت
شیشه ی اعجاز در دست مسیحا بشکند ۶
با دف و نی جانب میخانه می آید سلیم
کس ندیدیم توبه با این شور و غوغا بشکند ۷
نام یوسف چون بری، رنگ زلیخا بشکند ۱
پیش ساقی لب ز حرف زهد و تقوی بسته ایم
کاسه ی زاهد مبادا بر سر ما بشکند! ۲
بر من از بس منت بال هما آید گران
سایه ی او استخوانم را در اعضا بشکند ۳
از نشاطم صحبت احباب برهم می خورد
بشکند گر توبه ی من، جام و مینا بشکند ۴
دل چو الفت کرد با عشق نکورویان بلاست
کشتی ما چون برون آید ز دریا بشکند ۵
ترسم از بس دست او می لرزد از شرم لبت
شیشه ی اعجاز در دست مسیحا بشکند ۶
با دف و نی جانب میخانه می آید سلیم
کس ندیدیم توبه با این شور و غوغا بشکند ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۱۰ - دلم چو غنچه ز گلگشت باغ می گیرد
گوهر بعدی:شماره ۴۱۲ - درین ره کعبه سنگ راه باشد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.