خلاصه و ردهبندی سنی
15+
این متن شعری است که از استعارههای طبیعت مانند باغبان، گل، بلبل، دریا و کبوتر برای بیان مفاهیم عشق، تغافل و رازداری استفاده میکند. شاعر از عناصر طبیعی برای انتقال احساسات و پیامهای عاشقانه بهره میبرد.
متن دارای مفاهیم عاشقانه و استعارههای پیچیده است که ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد. همچنین، درک عمیقتر شعر نیاز به تجربه و شناخت ادبیات کلاسیک دارد.
شماره ۴۰۹ - باغبان خلد از گلزار ما گل می برد
باغبان خلد از گلزار ما گل می برد
همچو تخم گل به تحفه تخم بلبل می برد ۱
موج نگذارد کسی نزدیک این دریا رود
ابر اگر آبی برد، از چشمه ی پل می برد ۲
او تغافل می کند، من هم تغافل می کنم
صرفه ای پندارد از من در تغافل می برد ۳
ای کبوتر، محرم راز محبت نیستی
نامه ی ما را به سوی یار، بلبل می برد ۴
این غبار خاطری کز هند من دارم سلیم
آبروی گلشن کشمیر و کابل می برد ۵
همچو تخم گل به تحفه تخم بلبل می برد ۱
موج نگذارد کسی نزدیک این دریا رود
ابر اگر آبی برد، از چشمه ی پل می برد ۲
او تغافل می کند، من هم تغافل می کنم
صرفه ای پندارد از من در تغافل می برد ۳
ای کبوتر، محرم راز محبت نیستی
نامه ی ما را به سوی یار، بلبل می برد ۴
این غبار خاطری کز هند من دارم سلیم
آبروی گلشن کشمیر و کابل می برد ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۰۸ - شد بهار و باغبان دیگر در دکان گشود
گوهر بعدی:شماره ۴۱۰ - دلم چو غنچه ز گلگشت باغ می گیرد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.