خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عاشقانه است که به توصیف عشق و شیفتگی به معشوق میپردازد. شاعر از اسیران عشق، بلبلان، و گلها به عنوان نمادهایی برای بیان احساسات خود استفاده میکند. او از بیقراری و ناپایداری عاشقان میگوید و در نهایت به ناامیدی و شکست عاشقان اشاره میکند.
این متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اصطلاحات و تشبیهات به سطحی از بلوغ فکری نیاز دارند تا به درستی درک شوند.
شماره ۳۹۶ - به کوی عشق اسیران به بوی یار روند
به کوی عشق اسیران به بوی یار روند
که بلبلان به چمن از پی بهار روند ۱
به پای خم چو نشینند می کشان به نشاط
به فکر کار نیفتند تا ز کار روند ۲
هلاک شیوه ی تمکین بی قرارانم
که همچو کوه نشینند و چون غبار روند ۳
چو در برون چمن بگذری، همه گل ها
پی نظاره به بالای شاخسار روند ۴
چو مومیایی لطفی امید نیست سلیم
شکستگان به سر کوی او چه کار روند ۵
که بلبلان به چمن از پی بهار روند ۱
به پای خم چو نشینند می کشان به نشاط
به فکر کار نیفتند تا ز کار روند ۲
هلاک شیوه ی تمکین بی قرارانم
که همچو کوه نشینند و چون غبار روند ۳
چو در برون چمن بگذری، همه گل ها
پی نظاره به بالای شاخسار روند ۴
چو مومیایی لطفی امید نیست سلیم
شکستگان به سر کوی او چه کار روند ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۹۵ - خراب نشأه ی آن لب، می و مینا نمی داند
گوهر بعدی:شماره ۳۹۷ - ازین حسرت که دور از دامن دلدار می ماند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.