خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر از عشق، رنجهای عاشقانه، و تأثیرات آن بر زندگی شاعر سخن میگوید. شاعر از تحولات درونی خود، مانند تبدیل دست کوتاه به کمند برای صید معشوق، و سیاهی کاشانه از دود سپند (نماد رنج) یاد میکند. همچنین، اشارهای به خشکشدن زخمهای گذشته و امیدواری به بهبودی دارد.
متن دارای مضامین عاشقانه و فلسفی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربهی عاطفی دارد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند رنج و امیدواری ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد.
شماره ۳۸۷ - تا از قبول عشق، سخن بهره مند شد
تا از قبول عشق، سخن بهره مند شد
هر بیت ما کتابه ی طاق بلند شد ۱
دستی که بود شکوه ز کوتاهی اش مرا
آخر به صید چون تو غزالی کمند شد ۲
از چشم زخم فقر که عمرش دراز باد
کاشانه ام سیاه ز دود سپند شد ۳
ابر بهار بست ز سرچشمه آب را
زخمی که داشت جوی چمن، خشک بند شد ۴
همچون سپند، دانه ی ما آه می کشد
هرجا حدیث ابر بهاری بلند شد ۵
زخمی که عمر گشت مرا صرف آن سلیم
گفتم که دردمند شود، هرزه خند شد ۶
هر بیت ما کتابه ی طاق بلند شد ۱
دستی که بود شکوه ز کوتاهی اش مرا
آخر به صید چون تو غزالی کمند شد ۲
از چشم زخم فقر که عمرش دراز باد
کاشانه ام سیاه ز دود سپند شد ۳
ابر بهار بست ز سرچشمه آب را
زخمی که داشت جوی چمن، خشک بند شد ۴
همچون سپند، دانه ی ما آه می کشد
هرجا حدیث ابر بهاری بلند شد ۵
زخمی که عمر گشت مرا صرف آن سلیم
گفتم که دردمند شود، هرزه خند شد ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۸۶ - چشم خویشان را حسد از بس به دولت شور کرد
گوهر بعدی:شماره ۳۸۸ - ز دل غبار به چشم پر آب می آید
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.