خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن بیانگر ناامیدی و ستمکشی افراد در برابر چرخهی ظالمانهی دنیاست. با وجود تلاشهایشان، همچنان در بند هستند و حتی کلیدهای نجاتشان شکسته شده است. شاعر از حقارت اهل دل شکایت دارد اما در عین حال بر رفعت همت خود تأکید میکند و افلاک را در برابر عظمت خود ناچیز میشمارد. در پایان، با هشدار به سلیما اشاره میکند که نگاههای مست میتواند خطرناک باشد.
متن دارای مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که درک آن برای سنین پایینتر دشوار است. همچنین ممکن است برخی از مضامین مانند ناامیدی و ستم نیاز به بلوغ فکری برای درک مناسب داشته باشد.
شماره ۳۶۰ - زین چرخ ستمکشان نرستند
زین چرخ ستمکشان نرستند
هرچند که همچو برق جستند ۱
حرفی ز گشاد، قفل ما زد
دندان کلید را شکستند ۲
منگر به حقارت اهل دل را
باری اینند هرچه هستند ۳
با رفعت قصر همت ما
افلاک چو سقف خاک پستند ۴
دزدیده نگاه کن سلیما
هشدار که آن دوچشم مستند ۵
هرچند که همچو برق جستند ۱
حرفی ز گشاد، قفل ما زد
دندان کلید را شکستند ۲
منگر به حقارت اهل دل را
باری اینند هرچه هستند ۳
با رفعت قصر همت ما
افلاک چو سقف خاک پستند ۴
دزدیده نگاه کن سلیما
هشدار که آن دوچشم مستند ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۵۹ - چند چون مرغ کسی بادیه پیما باشد؟
گوهر بعدی:شماره ۳۶۱ - سحر شد و دم تأثیر ناله می گذرد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.