خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر به توصیف زیباییهای طبیعت و معشوق با استفاده از استعارههای شاعرانه مانند بلبل، گل، شمع و پروانه میپردازد. شاعر از عناصر طبیعت برای بیان احساسات عاشقانه و گذر عمر استفاده میکند.
محتوا شامل مفاهیم عاشقانه و استعارههای شاعرانه است که درک آنها به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات نیاز دارد.
شماره ۳۵۰ - بیخودی از گل روی تو کند بلبل صبح
بیخودی از گل روی تو کند بلبل صبح
گل شب بو شود از نکهت زلفت گل صبح ۱
چمن حسن تو از آب لطافت سبز است
بر رخت زلف بود تازه تر از سنبل صبح ۲
عمر ما صرف هواداری شمع و گل شد
گاه پروانه شامیم [و] گهی بلبل صبح ۳
جام عشرت منه از کف که خزان زود کند
نوبهار چمن عمر تو فصل گل صبح ۴
زلف شام غمم از بس بود آشفته سلیم
شانه گیر است ز آمیزش او کاکل صبح ۵
گل شب بو شود از نکهت زلفت گل صبح ۱
چمن حسن تو از آب لطافت سبز است
بر رخت زلف بود تازه تر از سنبل صبح ۲
عمر ما صرف هواداری شمع و گل شد
گاه پروانه شامیم [و] گهی بلبل صبح ۳
جام عشرت منه از کف که خزان زود کند
نوبهار چمن عمر تو فصل گل صبح ۴
زلف شام غمم از بس بود آشفته سلیم
شانه گیر است ز آمیزش او کاکل صبح ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۴۹ - دارم هوس رخصت آهی و دگر هیچ
گوهر بعدی:شماره ۳۵۱ - خوش آن دمی که لبم گردد آشنای قدح
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.