خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری است که به بیان مفاهیمی مانند هنر، تقدیر، ناپایداری زندگی، و رنجهای انسانی میپردازد. شاعر از هنر و شعر خود سخن میگوید، از ناپایداری دنیا و از دست دادن زیباییها میترسد، و به رنجهایی که در زندگی با آنها مواجه است اشاره میکند.
متن دارای مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که درک آنها نیاز به بلوغ فکری و تجربه زندگی دارد. همچنین، برخی از مضامین مانند رنج و ناپایداری دنیا ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین باشد.
شماره ۳۰۹ - با وجود صد هنر، لافم ز شعر دلکش است
با وجود صد هنر، لافم ز شعر دلکش است
خامه در دست هنرور، تیر روی ترکش است ۱
روزی کس کی خورد هرگز کسی، زان چوب را
آب نتواند فرو بردن که رزق آتش است ۲
در چمن ترسم رود آخر به تاراج خزان
آنچه اسباب تعلق غنچه را در مفرش است ۳
نفس را تحریک نتوان کرد در لهو و لعب
تازیانه آفتی باشد چو توسن سرکش است ۴
قسمت ما نیست آبی در جهان، ورنه سلیم
آنچه بسیار است در غمخانه ی ما، آتش است ۵
خامه در دست هنرور، تیر روی ترکش است ۱
روزی کس کی خورد هرگز کسی، زان چوب را
آب نتواند فرو بردن که رزق آتش است ۲
در چمن ترسم رود آخر به تاراج خزان
آنچه اسباب تعلق غنچه را در مفرش است ۳
نفس را تحریک نتوان کرد در لهو و لعب
تازیانه آفتی باشد چو توسن سرکش است ۴
قسمت ما نیست آبی در جهان، ورنه سلیم
آنچه بسیار است در غمخانه ی ما، آتش است ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۰۸ - بجز نسیم که آن زلف تابدار شکست
گوهر بعدی:شماره ۳۱۰ - معنی رنگین به هر اندیشه نیست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.