خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری است که به موضوعاتی مانند ناامیدی، عشق، صبر و امید، و حقارت میپردازد. شاعر از روزگار ناسپاس شکایت میکند اما در عین حال با اشاره به عشق و بخشندگی، امیدواری را نیز بیان میکند. همچنین، به اهمیت نگاه انسانی و دوری از تحقیر دیگران تأکید دارد.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که ممکن است برای مخاطبان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اشارات مانند ناامیدی و مرگ در عشق نیاز به بلوغ فکری دارد.
شماره ۳۰۳ - خوش نیست به اهل طلب ایام لئیم است
خوش نیست به اهل طلب ایام لئیم است
هرگاه که امیدی ازو نیست چه بیم است ۱
زان شعله که از طور دلم کرد تجلی
یک اخگر افروخته در دست کلیم است ۲
از پهلوی ما جای به مجنون نشود تنگ
صحرا به گشادی چو کف دست کریم است ۳
بر مور میفکن نظر از چشم حقارت
مو گرچه ضعیف است ولی جزو گلیم است ۴
در عشق تو مردن چو شکر خواب صبوحی
موقوف اجل نیست، که آن رسم قدیم است ۵
با همنفسان گفت شب از شور فغانم
دانید که این هرزه درا کیست؟ سلیم است! ۶
هرگاه که امیدی ازو نیست چه بیم است ۱
زان شعله که از طور دلم کرد تجلی
یک اخگر افروخته در دست کلیم است ۲
از پهلوی ما جای به مجنون نشود تنگ
صحرا به گشادی چو کف دست کریم است ۳
بر مور میفکن نظر از چشم حقارت
مو گرچه ضعیف است ولی جزو گلیم است ۴
در عشق تو مردن چو شکر خواب صبوحی
موقوف اجل نیست، که آن رسم قدیم است ۵
با همنفسان گفت شب از شور فغانم
دانید که این هرزه درا کیست؟ سلیم است! ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۰۲ - خضر از لب تشنگان روی آتشناک اوست
گوهر بعدی:شماره ۳۰۴ - آیینه را ز چشم تو تاب نگاه نیست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.