خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عاشقانه و غمگین است که از عشق، پیری، جوانی و غم سخن میگوید. شاعر از دل مشتاق، گذر عمر، ناتوانی در پیری و زیبایی معشوق صحبت میکند و از غم و عشق به عنوان تجربههای عمیق انسانی یاد مینماید.
متن شامل مفاهیم عمیق عاشقانه و فلسفی است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسبتر است. همچنین، برخی از مضامین مانند پیری و غم ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد.
شماره ۲۷۸ - از شوق تو دل همره عمر گذران است
از شوق تو دل همره عمر گذران است
چون ریگ روان همسفر آب روان است ۱
در موسم پیری مطلب کام ز خوبان
خمیازه به صد زور در آغوش کمان است ۲
ای غم به ادب پای نه اینجا که دل ما
چون خانه ی آیینه، مقام پریان است ۳
گر سرو بود کج کله و برزده دامان
منعش نتوان کرد ازینها که جوان است ۴
بر شعشعه ی حسن تو موسی چو نظر کرد
فریاد برآورد که این شعله همان است ۵
در پیش غم عشق سلیم آفت مردن
همچون شب آدینه و ماه رمضان است ۶
چون ریگ روان همسفر آب روان است ۱
در موسم پیری مطلب کام ز خوبان
خمیازه به صد زور در آغوش کمان است ۲
ای غم به ادب پای نه اینجا که دل ما
چون خانه ی آیینه، مقام پریان است ۳
گر سرو بود کج کله و برزده دامان
منعش نتوان کرد ازینها که جوان است ۴
بر شعشعه ی حسن تو موسی چو نظر کرد
فریاد برآورد که این شعله همان است ۵
در پیش غم عشق سلیم آفت مردن
همچون شب آدینه و ماه رمضان است ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۷۷ - ایام بهار است و گلی در چمنم نیست
گوهر بعدی:شماره ۲۷۹ - خطش دمید و به نازش نیاز من باقی ست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.