خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری است که به مفاهیمی مانند توبه، گذر عمر، غم و رهایی از علایق دنیوی میپردازد. شاعر از گذشت زمان و بیثباتی زندگی سخن میگوید و تجربیات خود را از رهایی از غم و اضطراب بیان میکند.
متن دارای مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مضامین مانند غم و گذر عمر نیاز به بلوغ فکری دارند.
شماره ۲۷۰ - به توبه هر که ز یک قطره ی شراب گذشت
به توبه هر که ز یک قطره ی شراب گذشت
تواند از سر عالم چو آفتاب گذشت ۱
ز فیض باده پرستی، غم جهان بر ما
سبک رکاب تر از موج روی آب گذشت ۲
چه دیدی از چمن روزگار چون بادام؟
چنین که عمر تو از غافلی به خواب گذشت ۳
دلم ز ترک علایق خلاص شد از غم
به هیچ و پوچ ازین بحر چون حباب گذشت ۴
خبر ندارم ازین ورطه، این قدر دانم
که موج ریگ بیابانم از رکاب گذشت ۵
چو دید حال من، از کشتنم پشیمان شد
چو آتش آمد و از شرم همچو آب گذشت ۶
سلیم هیچ نشد در جهان به من روشن
چو برق عمر من از بس به اضطراب گذشت ۷
تواند از سر عالم چو آفتاب گذشت ۱
ز فیض باده پرستی، غم جهان بر ما
سبک رکاب تر از موج روی آب گذشت ۲
چه دیدی از چمن روزگار چون بادام؟
چنین که عمر تو از غافلی به خواب گذشت ۳
دلم ز ترک علایق خلاص شد از غم
به هیچ و پوچ ازین بحر چون حباب گذشت ۴
خبر ندارم ازین ورطه، این قدر دانم
که موج ریگ بیابانم از رکاب گذشت ۵
چو دید حال من، از کشتنم پشیمان شد
چو آتش آمد و از شرم همچو آب گذشت ۶
سلیم هیچ نشد در جهان به من روشن
چو برق عمر من از بس به اضطراب گذشت ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۶۹ - بیا که فصل خوش روزگار نزدیک است
گوهر بعدی:شماره ۲۷۱ - ره بیرون شدنم زین چمن از یاد شده ست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.