خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر از حافظ، به بیان ناتوانی انسان در برابر تقدیر و عیبهای ظاهری زندگی میپردازد. شاعر با استفاده از تصاویر زیبا مانند غنچه، خرمن گل و بلبل، نشان میدهد که برخی امور خارج از کنترل انسان هستند و تلاش برای تغییر آنها بیفایده است. همچنین، او به نقد ریا و تظاهر در رفتار زاهدانه اشاره میکند.
محتوا شامل مفاهیم عرفانی و انتقادی است که درک آنها به بلوغ فکری و تجربهی زندگی نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
شماره ۲۳۲ - ز می ملاحظه زاهد مکن که این عیب است
ز می ملاحظه زاهد مکن که این عیب است
چو غنچه دست تو در قید آستین عیب است ۱
هوس ز وصل تو طرفی نمی تواند بست
به گرد خرمن گل طوف خوشه چین عیب است ۲
ز حسن ساخته نتوان فریب بلبل داد
سریش غنچه ی گل های کاغذین عیب است ۳
چو بخت نیست کسی را، چه کار آید عقل
سوار پا چو ندارد رکاب زین عیب است ۴
چو برق رفت به جاروب خوشه خرمن را
دگر منازعت مور و خوشه چین عیب است ۵
سلیم رفته ز کف اختیار من بیرون
نصیحت من دیوانه بعد ازین عیب است ۶
چو غنچه دست تو در قید آستین عیب است ۱
هوس ز وصل تو طرفی نمی تواند بست
به گرد خرمن گل طوف خوشه چین عیب است ۲
ز حسن ساخته نتوان فریب بلبل داد
سریش غنچه ی گل های کاغذین عیب است ۳
چو بخت نیست کسی را، چه کار آید عقل
سوار پا چو ندارد رکاب زین عیب است ۴
چو برق رفت به جاروب خوشه خرمن را
دگر منازعت مور و خوشه چین عیب است ۵
سلیم رفته ز کف اختیار من بیرون
نصیحت من دیوانه بعد ازین عیب است ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۳۱ - گر به ظاهر کسی از قید جهان آزاد است
گوهر بعدی:شماره ۲۳۳ - بهار آمد و سر تا به سر جهان سبز است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.