خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر بیانگر عشق و فداکاری است، جایی که شاعر خود را مانند شمع و پروانه میبیند که برای عشق میسوزد. او از رازهای زندگی و عشق سخن میگوید و بر اهمیت آزادی و نماز به شیوهٔ آزادگان تأکید دارد. همچنین، اشارهای به گذر زمان و ارزش عمر دارد و در نهایت، عشق به معشوق را بهعنوان دام نیاز توصیف میکند.
مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی موجود در شعر ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اشارات مانند 'دام نیاز' و 'سوختن' نیاز به بلوغ فکری برای درک صحیح دارند.
شماره ۲۲۵ - شمعیم و زندگانی ما در گداز ماست
شمعیم و زندگانی ما در گداز ماست
پروانه ایم و سوختن خود نیاز ماست ۱
رسوا گذشته ایم ازین باغ چون بهار
هر جا گلی شکفته ببینید، راز ماست ۲
گر می کنی به مذهب آزادگان عمل
بگشای دست بسته که شرط نماز ماست ۳
مهمان به خانه دیر چو ماند، عزیز نیست
کوتاهی زمانه ز عمر دراز ماست ۴
ما را گریز نیست ز ناز تو چون سلیم
هر حلقه ای ز زلف تو دام نیاز ماست ۵
پروانه ایم و سوختن خود نیاز ماست ۱
رسوا گذشته ایم ازین باغ چون بهار
هر جا گلی شکفته ببینید، راز ماست ۲
گر می کنی به مذهب آزادگان عمل
بگشای دست بسته که شرط نماز ماست ۳
مهمان به خانه دیر چو ماند، عزیز نیست
کوتاهی زمانه ز عمر دراز ماست ۴
ما را گریز نیست ز ناز تو چون سلیم
هر حلقه ای ز زلف تو دام نیاز ماست ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۲۴ - خشت کوی می فروشان سر بسر آیینه است
گوهر بعدی:شماره ۲۲۶ - به نقش طالع ما چشم قرعه حیران است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.