خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر از دست دادن و جدایی میگوید، از دست دادن معشوق، زیباییها و حتی هویت خود. شاعر از تأثیرات منفی زیبایی و شهرت مینالد و هشدار میدهد که سخنان دیگران را بدون بررسی نپذیریم.
مفاهیم عمیق عرفانی و اجتماعی موجود در شعر ممکن است برای مخاطبان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اشارات به مسائل پیچیدهای مانند هویت و شهرت نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
شماره ۲۲۳ - کی دهم دیگر عنان آن بت چین را ز دست
کی دهم دیگر عنان آن بت چین را ز دست
چون رکابش کی گذارم دامن زین را ز دست ۱
ای بهار عیش، می ریزد خزان از جلوه ات
چون حنا مگذار این رفتار رنگین را ز دست ۲
حال درویشی چه می پرسی که گردد بینوا
همچو طنبور افکند گر کاسه چوبین را ز دست ۳
بس که از برق تجلی سوخت گلشن را ز حسن
بوی دود آید چو آتشباز، گلچین را ز دست ۴
می کند عیب و هنر شهرت ز غمازان سلیم
چون سخن داری، مده گوش سخن چین را ز دست ۵
چون رکابش کی گذارم دامن زین را ز دست ۱
ای بهار عیش، می ریزد خزان از جلوه ات
چون حنا مگذار این رفتار رنگین را ز دست ۲
حال درویشی چه می پرسی که گردد بینوا
همچو طنبور افکند گر کاسه چوبین را ز دست ۳
بس که از برق تجلی سوخت گلشن را ز حسن
بوی دود آید چو آتشباز، گلچین را ز دست ۴
می کند عیب و هنر شهرت ز غمازان سلیم
چون سخن داری، مده گوش سخن چین را ز دست ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۲۲ - صاف می از دگران، لای ته شیشه ز ماست
گوهر بعدی:شماره ۲۲۴ - خشت کوی می فروشان سر بسر آیینه است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.