خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری است که به موضوعاتی مانند عشق، رنج، تقدیر، و فلسفه زندگی میپردازد. شاعر از دلبستگی به معشوق، رنجهای زندگی، و ناچیز شمردن ظلم زمانه سخن میگوید. همچنین، به مفاهیمی مانند کفر و ایمان، جنگ و صلح، و گذر زمان اشاره دارد.
متن دارای مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که درک آنها به بلوغ فکری و تجربه زندگی نیاز دارد. همچنین، برخی از اشارات و استعارات ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد.
شماره ۲۱۴ - دلی که صید بتان گشت فارغ از ستم است
دلی که صید بتان گشت فارغ از ستم است
چو مرغ در قفس افتد، کبوتر حرم است ۱
من از کجا و سر و برگ زندگی ز کجا
زمانه هرچه به من می کند، هنوز کم است ۲
ز بس گرفته کناری ز خلق چون عنقا
به خاطر آنچه کسی را نمی رسد، کرم است ۳
هر استخوان به تنش نقش تیر برگیرد
کسی که جوشن او همچو ماهی از درم است ۴
به تلخکامی من مرده هیچ کس هرگز؟
ترا به زندگی خضر، ای جهان قسم است ۵
به قصد کینه ی ایام سر چه جنبانی؟
ز شاخ شانه ی شمشاد، اره را چه غم است؟ ۶
نظر به جلوه ی یار است کفر و ایمان را
دو صف به جنگ، ولی چشم ها به یک علم است ۷
سلیم بی سببی نیست شورش ایام
اگر غلط نکنم، وقت کوچ این حشم است ۸
چو مرغ در قفس افتد، کبوتر حرم است ۱
من از کجا و سر و برگ زندگی ز کجا
زمانه هرچه به من می کند، هنوز کم است ۲
ز بس گرفته کناری ز خلق چون عنقا
به خاطر آنچه کسی را نمی رسد، کرم است ۳
هر استخوان به تنش نقش تیر برگیرد
کسی که جوشن او همچو ماهی از درم است ۴
به تلخکامی من مرده هیچ کس هرگز؟
ترا به زندگی خضر، ای جهان قسم است ۵
به قصد کینه ی ایام سر چه جنبانی؟
ز شاخ شانه ی شمشاد، اره را چه غم است؟ ۶
نظر به جلوه ی یار است کفر و ایمان را
دو صف به جنگ، ولی چشم ها به یک علم است ۷
سلیم بی سببی نیست شورش ایام
اگر غلط نکنم، وقت کوچ این حشم است ۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۱۳ - ساقی بیا که فصل بهاران غنیمت است
گوهر بعدی:شماره ۲۱۵ - شد بهار و به بوستان عید است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.