خلاصه و ردهبندی سنی
15+
شاعر در این شعر از درد و غم درون خود میگوید و آن را با غنچه و گل مقایسه میکند. او از شادیهای گذرا و ناپایدار دنیا سخن میگوید و اشاره میکند که خنده گل نیز زودگذر است. در پایان، از باده به عنوان تسلیبخش یاد میکند و هشدار میدهد که پاییز (خزان) در کمین گل است.
این شعر دارای مفاهیم عمیق عرفانی و احساسی است که درک آن برای کودکان دشوار است. همچنین، اشاره به باده (شراب) و مضامین مرتبط با آن، مناسب برای مخاطبان جوان و بزرگسال است.
شماره ۲۰۸ - همچو بلبل دلم غمین گل است
همچو بلبل دلم غمین گل است
غنچه گردیده در کمین گل است ۱
در دلم درد، نایب عیش است
بر سرم داغ، جانشین گل است ۲
از نسیمی شکفته می گردد
خنده گویا در آستین گل است ۳
شادی دهر را شگونی نیست
خنده ی گل، دم پسین گل است ۴
داد بستان ز جام باده سلیم
که خزان سخت در کمین گل است ۵
غنچه گردیده در کمین گل است ۱
در دلم درد، نایب عیش است
بر سرم داغ، جانشین گل است ۲
از نسیمی شکفته می گردد
خنده گویا در آستین گل است ۳
شادی دهر را شگونی نیست
خنده ی گل، دم پسین گل است ۴
داد بستان ز جام باده سلیم
که خزان سخت در کمین گل است ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۰۷ - به گلشن بی تو سروم دود آه است
گوهر بعدی:شماره ۲۰۹ - چو شعله گرم درآمد، چو گل به تاب نشست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.