خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از عشق نافرجام و رنجهای ناشی از آن سخن میگوید. او با استفاده از استعارههای طبیعی مانند گل، باغبان و خاکستر، احساس ناامیدی و تنهایی خود را بیان میکند. شاعر از نداشتن معشوق، سوختن در راه عشق و بیپاداش ماندن انتظارهایش مینالد. همچنین، او به سبکباری و آزادی خود در مقابل دیگران اشاره میکند.
متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و احساسی است که درک آن برای مخاطبان زیر 16 سال ممکن است دشوار باشد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده و زبان ادبی کلاسیک، فهم متن را برای سنین پایینتر سخت میکند.
شماره ۱۹۲ - کدام گل که به دامن ز نوبهارم نیست؟
کدام گل که به دامن ز نوبهارم نیست؟
ولی چه سود که دستی به آن نگارم نیست ۱
به راه وعده مرا سوخت، گر لبش امشب
هزار بوسه دهد، مزد انتظارم نیست ۲
شهید عشقم و از سوز دل چو خاکستر
به غیر شعله گلی بر سر مزارم نیست ۳
گل پیاده ام و شادم از سبکباری
که چون نسیم چمن، هر خسی سوارم نیست ۴
ز بی دلی به اسیران عشق رشک برم
حریف باخته ام، مایه ی قمارم نیست ۵
سلیم منفعل از باغبان خویشتنم
که برگ سبزی در دست شاخسارم نیست ۶
ولی چه سود که دستی به آن نگارم نیست ۱
به راه وعده مرا سوخت، گر لبش امشب
هزار بوسه دهد، مزد انتظارم نیست ۲
شهید عشقم و از سوز دل چو خاکستر
به غیر شعله گلی بر سر مزارم نیست ۳
گل پیاده ام و شادم از سبکباری
که چون نسیم چمن، هر خسی سوارم نیست ۴
ز بی دلی به اسیران عشق رشک برم
حریف باخته ام، مایه ی قمارم نیست ۵
سلیم منفعل از باغبان خویشتنم
که برگ سبزی در دست شاخسارم نیست ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۹۱ - سبزه ی خطش دمید و روزگار عاشقی ست
گوهر بعدی:شماره ۱۹۳ - بیا که بی لب لعل تو بس که پیر شده ست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.