خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر بیانگر احساسات عمیق شاعر از رنج، نیاز و حسرت است. او از اشکهای نیازمندانه، زخمهای جسمی و روحی، و روزی تلخ خود میگوید. همچنین، اشارهای به جنون عاشقانه و زیبایی معشوق دارد که مانند بهار است.
مفاهیم عمیق عرفانی و احساسی در این شعر وجود دارد که درک آنها به بلوغ فکری و تجربهی عاطفی نیاز دارد. همچنین، برخی از مضامین مانند رنج و حسرت ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسال سنگین باشد.
شماره ۱۵۴ - ز بس اشک نیازم خاکسار است
ز بس اشک نیازم خاکسار است
شود چون خشک، در چشمم غبار است ۱
تنم می بالد از هر زخم خوردن
به طبعم آب تیغش سازگار است ۲
به غیر از زهر حسرت روزی ام نیست
کلید رزق من دندان مار است ۳
همین گل نیست از شوقش پریشان
ز شبنم گریه بر مژگان خار است ۴
سلیم آن گونه افزاید جنون را
که گویی روی او روی بهار است ۵
شود چون خشک، در چشمم غبار است ۱
تنم می بالد از هر زخم خوردن
به طبعم آب تیغش سازگار است ۲
به غیر از زهر حسرت روزی ام نیست
کلید رزق من دندان مار است ۳
همین گل نیست از شوقش پریشان
ز شبنم گریه بر مژگان خار است ۴
سلیم آن گونه افزاید جنون را
که گویی روی او روی بهار است ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۵۳ - آنکه پیغامی به سوی او برد از ما، دل است
گوهر بعدی:شماره ۱۵۵ - میان عافیت و روزگار ما جنگ است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.