خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه و عرفانی، شور و شوق عشق را به تصویر میکشد و از تأثیر عمیق معشوق بر طبیعت و انسانها سخن میگوید. شاعر از زبان نمادین طبیعت (شمع، آیینه، لاله، گل، بلبل) برای بیان عشق و شیفتگی استفاده میکند و در پایان به مفهوم رنج و فریب در راه عشق اشاره میکند.
مفاهیم عمیق عرفانی و استفاده از نمادهای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، اشاره به رنج و فریب در راه عشق نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
شماره ۱۴۵ - شمع بر روی تو سرگرم نگاه افتاده ست
شمع بر روی تو سرگرم نگاه افتاده ست
کار آیینه ز شوق تو به آه افتاده ست ۱
در سرشت همه کس شوق تو مادرزاد است
از رحم در طلبت طفل به راه افتاده ست ۲
لاله زار است سر کوی تو گویی که درو
رفته سرها همه بر باد و کلاه افتاده ست ۳
گل دگر خنده ای از چهچه بلبل دارد
در ره این چمن آیا که به چاه افتاده ست ۴
کرده نفرین جهان هر که گذشته ست سلیم
که بت راهزنی بر سر راه افتاده ست ۵
کار آیینه ز شوق تو به آه افتاده ست ۱
در سرشت همه کس شوق تو مادرزاد است
از رحم در طلبت طفل به راه افتاده ست ۲
لاله زار است سر کوی تو گویی که درو
رفته سرها همه بر باد و کلاه افتاده ست ۳
گل دگر خنده ای از چهچه بلبل دارد
در ره این چمن آیا که به چاه افتاده ست ۴
کرده نفرین جهان هر که گذشته ست سلیم
که بت راهزنی بر سر راه افتاده ست ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۴۴ - ساغر گلی ز گلشن بیهوشی من است
گوهر بعدی:شماره ۱۴۶ - چراغان سینه ام از داغ عشق لاله رویان است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.