خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر از حافظ، بیانگر درد و رنج عشق و هجران است. شاعر از تلخی شراب زندگی، ناتوانی در پرواز به دلیل محدودیتها، طولانی بودن شب هجران، و بیوفایی معشوق حتی اگر فرزند باشد، سخن میگوید. همچنین، اشارهای به داستان یعقوب و یوسف دارد و تأکید میکند که در سخن گفتن باید زبان را با دل هماهنگ کرد، همانطور که پیوند شاخ، میوهای بهتر میدهد.
مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه، نیاز به درک ادبیات کلاسیک فارسی و بلوغ فکری برای درک مضامین پیچیده مانند هجران، وفا، و درد عشق دارد.
شماره ۱۴۳ - کجا موافق طبع تو ای خردمند است
کجا موافق طبع تو ای خردمند است
شراب ما که به تلخی چو خون فرزند است ۱
چه نسبت است به لاف بلندپروازی
مرا که بال و پرم همچو تیر پیوند است ۲
درازی شب هجران ز حد گذشت، مگر
گلوی مرغ سحر همچو نی پر از بند است؟ ۳
ببین چه بر سر یعقوب آمد از یوسف
وفا مجوی ز معشوق اگرچه فرزند است ۴
برای داغ نخواهد فتیله تا ز کسی
چو بید، جامه ی مجنون او همه بند است ۵
زبان موافق دل کن سلیم وقت سخن
که شاخ، میوه نکوتر دهد چو پیوند است ۶
شراب ما که به تلخی چو خون فرزند است ۱
چه نسبت است به لاف بلندپروازی
مرا که بال و پرم همچو تیر پیوند است ۲
درازی شب هجران ز حد گذشت، مگر
گلوی مرغ سحر همچو نی پر از بند است؟ ۳
ببین چه بر سر یعقوب آمد از یوسف
وفا مجوی ز معشوق اگرچه فرزند است ۴
برای داغ نخواهد فتیله تا ز کسی
چو بید، جامه ی مجنون او همه بند است ۵
زبان موافق دل کن سلیم وقت سخن
که شاخ، میوه نکوتر دهد چو پیوند است ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۴۲ - مرا ز راز دو عالم، سخن بلندتر است
گوهر بعدی:شماره ۱۴۴ - ساغر گلی ز گلشن بیهوشی من است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.